عبد الحسين نوايى

244

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

خواجه ضياء الدين ميرم پدر عالىگهرش خواجه علاء الدين ، برادر بزرگتر خواجه افضل الدين محمد كرمانى بود و سالها به وزارت بعضى از حكام و سلاطين قيام مىنمود و آن جناب از جانب مادر ، برادر امير سلطان ابراهيم امينى است و به لطف طبع و حدت ذهن ، ناظم مناظم فضيلت و خرده‌بينى . در علم سياق مهارت تمام دارد و همواره همت بر سرانجام عظايم مهام ديوانى مىگمارد . به هزل و مزاح بسيار مشغوف است و به مكارم اخلاق و محاسن آداب معروف . اشعار آبدار خواجه ميرم به سلاست الفاظ و دقت معانى مشهور و اين بيتش كه در نعت حضرت رسول - صلى اللّه عليه و سلم - گفته شده بر السنه و افواه مذكور : هاله ز تحت العنقش ماه را * مطلع خور كرده سحرگاه را ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 348 ) مولانا كمال الدين شاه حسين كامى در ايام شباب و اوان جوانى به تحصيل فضايل انسانى موفق گشت و پايهء قدر و منزلتش در نظم شعر و معما از فضلاى سخن‌آرا درگذشت . امير نظام الدين عليشير را نسبت به آن جناب التفات بسيار بود و همواره ابواب انعام و احسان بر روى روزگارش مىگشود و حالا مولانا كمال الدين شاه حسين در قصبهء او به توطن دارد و از ممرّ زراعت همت بر كسب وجه معاش مىگمارد . اين مطلع از جمله منظومات اوست كه : چه سان بود شب من روز من چنان باشد * مرا كه روز چنين است شب چه سان باشد و ايضا اين معما به اسم شاهى از نتايج طبع بلاغت سمات آن جناب است : رند و زاهد را نشاندى اى صنم * عاقبت از شيوه‌ها بر جاى هم ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 349 ) مولانا جلال الدين محمد آگهى از جانب پدر نبيرهء مولانا جلال الدين محمد قاينى است و از طرف مادر در سلك